تبليغاتX
شهرتنهایی عشقه منه

شهرتنهایی عشقه منه

دوست خوبم بهم پیشنهاد داد

ازتوميپرسم دوست

ازتوميپرسم دوست

چه خبرازدل من؟كه توبهترداني كه چه كردي بامن توشكيبابيشكيبم كردي بنگرآنقدرغريبم

 

كردي كه شبي ازشبهامن غريبانه ترين شعرزمين راگفتم بازهم ميگويم انتظارم روزي

 

ميستاندپايان بازهم ميگويي،جاي پاي اميدمژده پاياني نيك باشدشايدبازهم ميگويي،‌كه

 

همينهابايدبازهم ميگويي كه نباشدحرف من ازبراي گفتن ونباشدهرجاازبراي رفتن انجمادم

 

رابازمتهم ميسازي مجمرصبردل تالبالب پرشداين تلاطم آخرسربه طغيان بگذاشت وخروشم

 

ازركودم پرسيدتوچرامدتهاست هيچ پيدايت نيست؟ومن ازتوميپرسم اي دوست ازتواي دغدغه

 

سازازتو اي شورافكن توچه كردي بامن؟توچه كردي بامن كه غريبانه ترين شعر زمين راگفتم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 0:28  توسط سامان  | 

هیچکس تنها نیست

هیچکس تنها نیست اگرآن گونه که با تلفن همراهتان برخوردمیکنیدباهمسرتان برخوردمیکردیداکنون خوشبخترین فرد دنیابودید اگر هر روز شارژش میکردید باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید پایِ صحبت‌هایش می نشستید ... پیغام‌هایش را دریافت میکردید پول خرجش میکردید براش زیور آلاتِ تزئینی میخرید دورش یک محافظ محکم میکشیدید در نبودش احساسِ کمبود میکردید حاضر نبودید کسی‌ نزدیکش شود حتی مطالبِ خصوصیتان را به حافظه اش میسپردید همیشه و همه‌جا همراهتان بود حتی در اوج تنهایی‌ و اگر همیشه... همراهِ اولتان بود با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچکس تنها نیست
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 23:53  توسط سامان  | 

براي توكه بهتريني

آهای تو!آره باتوام!چراناراحتی؟چرااضطراب داری؟چرااسترس داری؟چرااعتمادبه نفست

 

روازدست دادی؟چرااحساس ميكني که هيچي نيستي وهيچ دليلي برای ادامه

 

نداری؟توخيلي  بزرگی.اونقدرکه حتی فکرش ونميتونی بکنی.اين من وتاآخردقيق بخوان تابهت

 

ثابت کنم. همين دلشورههاوناراحتيهايی که بعضی اوقات بخاطرکارهايی که کردی ياحرفهايی

 

که زدی، داری.آره همين ناراحتيهاکه باعث شده ازخودت بدت بياديه نشونست.همين

 

دلواپسی از حرفايی که نبايدميزدی ياکارهايی که نبايدميکردی يه نشونست.همه اينهانشونه

 

اينه که تو هنوزخوبی.قلبت هنوزپاکه وروحت هنوزآرومه.اگه اينطورنبودبيخيال ميشدی.مثل

 

بقيه.اصلا کارهای بدت رونميديدی که بخوای به خاطرش ناراحت بشی.اگه غمگينی نشونه

 

اينه که قلب صافت تحمل سياهی رونداره.پس چراازخودت ناراحتی؟همين که متوجه کارايی

 

شدی که نبايدميکردی همينکه ناراحت شدی،همين که پشيمون شدی،بايدخوشحال باشی

 

وخدارو شکرکنی که دلت هنوزسفيده که ميتونی لکه های سياه روروش ببينی.مثل يه راننده

 

که پيچ وخمهای جاده باعث ميشه که خوابش نبره،پيچ وخمهای زندگی هم باعث ميشه

 

توخوابت نبره.اسيرتکراروروزمرگی نباشی باعث ميشه تااگه چشات بسته شدوخوابت برد،پيچ

 

وخمها بيدارنگهت داره.پس خداروشکرکن که توی يه جاده بی پيچ وخم رهات نکرده.اون

 

ميخواسته که صداش کنی فراموشش نکنی.صدات رودوست داره پس صداش کن.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 1:4  توسط سامان  | 

معذرت خواهی من!

سلام دوستان عزیزم

 

خوب و خوش و سلامت هستین

 

راستی من باید از تک تک شماها معذرت خواهی کنم چرا چون دیر آپ کردم

 

آخه یه کاری رو گرفتم که دستمو بند کرده حتما میگین چیه

 

نشد فضول شینا

 

ناراحت نشین میگم کاره ویرایش  ۴ کتاب به نامها مختلفه

 

برای همینه که دیر آپ کردم

 

فعلا بای

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 0:56  توسط سامان  | 

حکایت مدیر ومنشی

مدیربه منشی میگه برای یه هفته بایدبریم مسافرت کارهات روروبراه کن

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه:من بایدبارئیسم برم سفرکاری وکارهات روروبراه کن

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش ومیگه:زنم یه هفته میره ماموریت کارهات روروبراه کن

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگردکوچولوش زنگ میزنه میگه:من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

پسره زنگ میزه به پدربزرگش میگه:معلمم یه هفته کامل نمیادوبیاهرروزبزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

پدربزرگ که اتفاقاهمون مدیرشرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رولغوکن من بانوه ام سرم بنده

منشی زنگ میزنه به شوهرش ومیگه:ماموریت کنسل شدمن دارم میام خونه

شوهرزنگ میزنه به معشوقه اش میگه:زنم مسافرتش لغوشدنیاکه متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه:کارم عقب افتادواین هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سردرس ومشق

پسرزنگ میزنه به پدربزرگش ومیگه:راحت باش برومسافرت ومعلمم برنامه اش عوض شدومیادمدیرهم دوباره گوشی روورمیداره وزنگ میزنه به منشی ومیگه برنامه عوض شد حاضرشوکه بریم مسافرت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 0:27  توسط سامان  | 

نقش رستم

نقش رستم

مپنداركه زمزمه‌هاي پنهاني ودرگوشي بهترين سخن است.بيشتربه آني فراداركه بي پرده

 

ميشنوي اين نوشته قسمتي ازيكي ازكتيبه هاي متعددداريوش كبيردرمكاني موسوم به نقش‌

 

رستم است وچه جايي بهترازسينه فراخ كوه حسين،تابخشي ازتاريخ كشورمان رابي

 

پرده ببينيم بايدنقش رستم راديده باشيدتاعظمت وظرافت كنده كاريهايي دردل كوه را

 

حس كنيد مقبره هاي چهارپادشاه هخامنشي دراين مكان قراردارند؛داريوش كبير،خشايارشاه،

 

اردشير اول وداريوش دوم.شاه نمادي ازخورشيدبودوهمانطوريكه خورشيددركوه غروب

 

ميكند،غروب شاه هم دركوه بودوازهمين روكوه رامدفن آنهاكردندالبته اين نوع تدفين رااز

 

زمان ماد‌هاسراغ داريم.مقبره اين پادشاهان درمركزيك طرح صليبي شكل قرارداردكه آنراسمبل

 

مهر(خورشيد)دانسته اندعلاوه برمقبره پادشاهان،كتيبه هاونگاره هاي هخامنشي،نگاره هاي

 

عيلامي ونقش برجسته هاي ساساني مربوط به تاجگذاري اردشيراول،پيروزي شاپوربر

 

امپراطورروم،تاجگذاري نرسه،‌نقش بهرام ودرباريان وصحنه هايي ازنبرداسب

 

سواران هم ديده ميشوندازآنجايي كه ساسانيان خودراازتبارهخامنشيان ميدانستنداين

 

مكان بهترين محل براي بزرگداشت پيروزيهاونماياندن حق سلطنت آنهابودازمهمترين كتيبه

 

هاي اين زمان ميتوان به كتيبه كرتيرموبدموبدان ورهبرديني زرتشتي دردوران ساسانيان

 

اشاره كرددرواقع دركتيبه اوبراي اولينبارنام«ايران»ديده ميشود(ميدانيم كه تاقبل

 

ازسال 1935ميلادي همه كشورهاايران رابنام كشورپارس ياهمان پرشياميشناختند

 

)علاوه براينهايك ساختمان مكعب شكل درنقش رستم ديده ميشودكه بنام كعبه

 

زرتشت مشهوراست.برخي آنرامحل نگهداري كتابهاواسناددانسته اندبرخي ديگرآنرامكاني

 

براي موميايي اجسادشاهان قلمدادكرده اندو بعضي هم عقيده دارندكه اين مكان نوعي

 

رصدخانه ياتقويم آفتابي است.هماننداين ساختمان، يكي ديگرنيزدرپاساگاردمحل دفن

 

كوروش كبيرديده ميشودازديگرعناصرمجموعه نقش رستم،تعدادي استودان(استخوان دان)

 

ودوآتشدان هستند

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 23:50  توسط سامان  | 

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه  

آقای پدر!درکمال احترام خواهشمندم اینقدرلب ولوچه ی غیرپاستوریزه،وساروسیبیل سیخ سیخی

 

آهارنشدتون رابه سروصورت حساس من نمالید!

 

خانوم مادر!جیغ زدن شماهنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،نه تنها کمکی

 

به رشدفکری من نمیکنه،بلکه برای دبی شیرشماهم مضراست!لازم بذکراست که سوسک هم

 

یکی ازاجسام داخل خانه محسوب میشود!

 

پدرمحترم!هنگام دستچین کردن میوه،ازدادن من به بغل اصغرآقای سبزی فروش خودداری

 

نمایید.چشمهای تلسکوپی،گوشهای ماهواره ای وسیبیلهای دم الاغی اش مرابه یادقرضهای

 

شمامی اندازد!مخصوصاًوقتیکه چشمهای خودراگشادکرده،وباتکان دادن سرولبهایش"بول

 

بول"میکند!زهرمار،درد،مرض،کوفت!الهی کف شامپوتوچشت!شب بخوابی خواب بدببینی!

 

جیش کنی توشلوارت!

 

مادرمحترم!شصت پاوسیله ای است شخصی،که اختیارش رودارم!لطفاًهرگاه سعی درخوردن

 

شصت پای شمانمودم،گیربدهید!

 

آقای پدر!هنگام دعواباخانوم مادر،بجای پرت کردن قابلمه وماهی تابه به روی زمین،از چینیهای

 

توی کابینت استفاده نمایید!اکشن بودن دعوابه همین چیزاست!

 

خانوم مادر!ازمصرف هله هوله ی زیادپرهیزنمایید!این عمل نه تنهابرای سلامتی شماخوب

 

نیست،بلکه موجب میشودکه شیرتان بوی"بچه سوسک مرده"بدهد.

 

آقای پدر!کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خودندارندواین توانایی هنگامیکه شماشکم

 

مرا"پووووووف"میکنیدبه حداقل میرسد!الان بگم که بعدشرمنده تون نشم!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 23:21  توسط سامان  | 

پایان نامه خرگوش

پایان نامه خرگوش

يک روزآفتابي،خرگوشي خارج ازلانه خودبه جديت هرچه تمام درحال تايپ بود.درهمين حين،يک روباه اوراديد.

روباه:خرگوش داري چيکارميکني؟

خرگوش:دارم پايان نامه مينويسم.

روباه:جالبه،حالاموضوع پايان نامه ات چي هست؟

خرگوش:من درمورداينکه يک خرگوش چطورميتونه يک روباه روبخوره،دارم مطلب مينويسم.

روباه:احمقانه است،هرکسي ميدونه که خرگوشها،روباه نميخورند.

خرگوش:مطمئن باش که ميتونند،من ميتونم اين روبهت ثابت کنم،دنبال من بيا.

خرگوش وروباه باهم داخل لانه خرگوش شدندوبعدازمدتي خرگوش به تنهايي ازلانه خارج شدوبه شدت به نوشتن خودادامه داد.

درهمين حال،گرگي ازآنجاردميشد.

گرگ:خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟

خرگوش: من دارم روي پايان نامه ام که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.

گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟

خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟

بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.

خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.

در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.

در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.ـ

 

نتيجه

هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد

هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد

آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 23:36  توسط سامان  | 

پدرومادرعزیزم

پدرومادرعزیزم

نامه ای براتون مینویسم که نمیدونم هیچوقت به دستتون میرسه یانه

وبراتون حرفهای نوشتم که نمیدونم هیچوقت به گوشتون میرسه یانه

این اولین نوروزی که درکنارتون نیستم

الان بیشترازهرچیزدل تنگم وبیشترازهرکس خسته

بزرگترین احساسی که دارم احساس غربته

من اینجاسالهادورازشماازجایی که نمیدونم کجاست براتون مینویسم

ازبین جماعتی که خودموکشتم تابهشون یادبدم

وسایل سفره هفت سین رونمیدزدندماهی شوصیدنمیکنن خوراکیهاشونمیخورن

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 23:38  توسط سامان  | 

سلام بی پایان

خوشحالم اینکه این وبلاگ رو ساختم دنبال یک دوست خوب میگردم

 

راستی  دلم میخواد خاطرات خودم رو بنویسم

 

به نظر شما ها چطوره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 23:25  توسط سامان  |